خوب می کنی حالم را
خوب
مثلِ نشستن زیرِ کرسیِ مادربزرگ،
بوییدنِ بهارنارنج
و راه رفتن روی برف
وابسته ات شده ام...
مثلِ وابستگیِ چای به قند ،
ستاره به آسمان و ریشه به خاک.
بی اختیار دوستت دارم...
مثلِ مُسری بودنِ خمیازه،
هوسِ بستنی در تابستان
و چُرت زدن با صدای لالایی.
دلتنگت شده ام...
مثلِ دلتنگیِ روز به شب،
قله به کوهپایه و بهار به زمستان.
در قلبم می مانی...
مثل ماندگاریِ روشناییِ خورشید،
سیاهیِ شب و آرامشِ آغوش.
تو را به طراوتِ برگ های سبزِ بهاری،
به ملایمتِ وزش باد هایش،
دوست دارم...!
"نیلی ق "

ساعت 3 بامداد
برچسب:
نویسنده: پرهام نعمتی