هوالمحبوب
سلام
امید که خوب و سلامت باشین.
شروع سخنم با نام خدایی که عشق این پدیده ی آشنای غریب اما بسیار قریبِ تلخ و
شیرینِ بی همتا را آفرید.
" ...عشق سرور و سالار همه ی ماست،
و همه ی ماچیزی جز خادمان فرمانبر او نیستیم!
تمرد از عشق، یعنی تمرد از امر خداوند زیرا تنها خدایی که هست، خدای عشق است...
مادام که قلبم درون سینه ام می تپد، به لطیف ترین نام ها می خوانمت.
عشق می خواهد بسوزاند، خود را بسوزاند و بر عهد خود وفا کند، اما دریغا که این دل،
از درماندگی خود خونین است...
آه ای دینم و ایمانم!
دربند گرفتارم ، پرواز نیارم کرد؛ چون با تو هماوایم
با این همه در بیرون از قلب من، تو در آسمان پرواز می کنی و این قلب من است که تو را
در بر میگیرد و من از این مسرور خواهم بود..."
بخشهایی از کتاب "چیستی عشق" بود که نوشتم. کتابی که یک روحانی مسیحی لبنانی در
مورد جبران خلیل جبران هموطن و همشهری خودش نوشته.دیدگاه زیبا و عرفان و عشق
شرقی جبران رو گفته.اگه زنده باشم معرفیشو میذارم تو باشگاه.بیمار که بشی از خیلی از
برنامه ها عقب میمونی. و این خوشایند نیست.خیلی وقته که هر کتابی می خونم دیگه در
موردش نمی نویسم.و این از نظر خودم خوب نیست.باید با خودم مدارا کنم...
ایام به کام
یا علی.

برچسب:
نویسنده: پرهام نعمتی