هو المغیث
سلام
امید که خوب و سلامت باشین.
امروز به خاطر چهارشنبه سوری یه کم زودتر اداره گفته تعطیل کنیم.همکارم یه ساعت پیش پاس گرفت رفت.الان تنهام.گفتم یه کوچولو بنویسم به عنوان آخرین پست سال 95 .
البته فردا روز آخر کارم هست.و همکارم مرخصی هست ولی پنج شنبه شیفت من نیست.و در واقع همون فردا میشه آخرین روز کاری من تو سال 95.
سال 95 هم با تمام خوشیها و ناخوشیها دیگه داره تموم میشه.
خدایا شکرت که فرصت زیستن تو سال 95 رو بهم دادی و بازم ازت ممنونم که شانس دوباره ی دیدن یه بهار دیگه رو بهم میدی.
و خیلی خیلی ازت ممنونم که تو تمام سختیها و خوشیها همیشه همراه و یاورم بودی.تو تمام تنهایی هام دستم رو گرفتی.و فقط همراهی خودت بود که باعث شد سختیها رو راحت تر تحمل کنم.بازم ازت می خوام؛
بازم درخواست دارم .خب من بنده ات هستم و خواستن لازمه ی بندگیه! و عنایت و لطف هم فقط شایسته ی خدایی خودت هست.
ازت می خوام عزیزانم همه خوش و خرم باشن و دلشون خوش باشه.بیماران رو همه با دست مهربان خودت شفا بدی.گرفتارا رو یاری کنی ای مهربانترینم! ای یاری دهنده ی بی یاوران!
و در آخر هم یه چیز واسه خودم می خوام:
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
ای تغییر دهنده ی دلها و دیده ها! حالِ دل ِ منم خوب کن.

برچسب:
نویسنده: پرهام نعمتی