هوالمهیمن
صبح زیبا،لطیف و دل انگیز اما یه کم سرد هشتمین روز فروردین ماهتون بخیر و شادی.
امیدوارم خوب وخوش و سلامت و سرحال و قبراق باشید.
منم خوبم الحمدلله.
امروز باز هم امام علی(ع) هستم.
کتابخونه ی خوبیه! تقریبا بزرگه! اما از لحاظ معماری لنگ میزنه!طراحی مخزن و بقیه ی بخشها اصلا خوب نیست.کلی فضا رو هدر داده اند الکی.جنوبیه و از لحاظ نورگیری شرایط مناسبی نداره.می تونستن طوری بسازند که از نور روز نهایت استفاده رو بکنند. نه اینکه تو روز لامپ روشن بشه.
از لحاظ تمیزی و مرتب بودن هم زیاد خوب نبود.
خاتم الانبیا هم قفسه ها بهم ریخته بود ولی انگار یه کم از اینجا بهتر بود.
اینجا بخش کودکش خیلی بهم ریخته بود دیروز تمامشو مرتب کردم. مخزن که دیگه... اونم نصف قفسه ها رو مرتب کردم.هلاک شدم
... امروز بقیه رو مرتب میکنم.دیشب خیلی خسته بودم دستام خیلی درد میکردن.
خواستم بخوابم،مهمون اومد
بعدشم تا نزدیک یک ونیم شب ظرفها رو شستم
و بعدشم رفتم سراغ همه ی نامهای ساراماگو که قبل از اومدن مهمونا شروع کرده بودم به خوندنش. نفهمیدم کی چرتم برده بود
مامانم صدام کرد.گفت برو بخواب.
اینجا خیلی گلای قشنگی دارند ولی حیف زبون بسته ها بهشون نمی رسند. خاکشون همه از بی آبی خشک شده.دیروز چند تا سطل بزرگ آب آوردم همشون رو آب دادم امروز خیلی شنگول شدن!
بعضی قسمتهاشونم که خشک شده بود هرس کردم و اون شاخه هایی که تا نیمه خشک بودن قلمه کردم. بعضیاشونم همون موقع دوباره تو گلدون کاشتم.
کتابخونه باید قلبش خوب بزنه.
اینو پدر رانگاناتان میگه.کتابخانه ارگانیسمی است زنده و پویا!


برچسب:
نویسنده: پرهام نعمتی