خرید بک لینک

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غــــم فــــــرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو

بـــه تــــو اصرار نکرده است فـــرآیندش را

قلب ِ من موقع اهدا به تـــو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

بفرستند رفیقـــان بــه تو این بندش را :

«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گــم کرد خداوندش را »

"کاظم بهمنی"

پ.ن:

چیزی در وجودم هست که مرا از خودم می گیرد!

همینطور زمان را هم!

و دیگر هیچ چیز خوشحالم نمی کند.

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 15:11

صفحه بندی