خرید بک لینک

مدتهاست اعتصاب خواب کرده ام

نمی دانم تا کی باید جوابگوی مطالباتِ دلم باشم؟!

اما هر چه هست خطری ندارد!

به مرگ هم منتهی نمی شود!

فقط پاسخی است به اعتراض و شورشِ خانمان براندازِ دلم!...

یک جور تسلیم است...

یک تنهایی خالصانه است برای دل

که هیچکس نمی داند…

خوب است که دلم آرام و راضی می شود...

اما ترسم از این است

که فقط به شب رضایت ندهد

گاهی چنان خون به جگرم می کند

که روزِ روشنم آرزوی شبِ تار می کند!گریه


شب است و سکوت است و ماه است و من

فغان و غم اشک و آه است و من

شب و خلوت و بغض نشکفتهام

شب و مثنویهای ناگفتهام

شب و نالههای نهان در گلو

شب و ماندن استخوان در گلو

من امشب خبر میکنم درد را

که آتش زند این دل سرد را

بگو بشکفد بغض پنهان من

که گل سرزند از گریبان من

غرورم نمیخواست این سان مرا

پریشان و سر در گریبان مرا

غرورم نمیدید این روز را

چنان نالههای جگرسوز را

غرورم برای خدا بود و عشق

پل محکمی بین ما بود و عشق

" علیرضا قزوه "

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 15:11

صفحه بندی