زنها یا عاشقى نمى کنند
یا اگر مرد ایده آلشان پیدا شد
حرف دوست داشتن و خواستن و ماندن که به میان آمد
با تمام وجودشان دل مى دهند
شک نکن
نقص در کارشان نیست
مواظب عشق زندگیت باش
واى به روزى که بفهمد
آدم زندگیش سرش به کار خودش نیست
مى نشیند
آنقدر فکر مى کند، غصه مى خورد، گریه مى کند
همین که دردهایش را آب کرد و دور ریخت
لم مى دهد پشت یک حال خوب
و تو تازه به خودت مى آیى
که تا عمر دارى
پشت درهاى بسته
حسرت نداشتنش را مى کشى
"امیر وجود"
پ.ن.:
این فقط ترجمه ی مرد از ظرافت ِِروحِ زن است.استنباطی زیبا اما مردانه! و شاید کمی سطحی. و البته این طبیعی است. که اگر غیر این بود زن و مرد در دو سیاره ونوس و مریخ قرار نمی گرفتند.....
و من همیشه استنباطهای مردانه را دوست دارم.
دردهایش را آب نمی کند و دور نمی ریزد! داخل بقچه ای می پیچد در صندوقچه ای گوشه ی دلش می گذارد. و تا آخر عمر فراموشش نمی کند.حتی اگر آلزایمر بگیرد! این را وقتی فهمیدم که پیرزن تنهایِ همسایه مان هر روز نگران شوهرش است.برایش چای می ریزد و قربان صدقه اش می رود!
و من شک دارم که بعدش لم بدهد پشت یک حال خوب. با درد، حال آدم خوب است؟!!!!
مواظب عشقِ زندگیت باش
خیلی خیلی مواظب باش.
گاهی روح و احساسِ ظریف زن، حتی تحمل لمس ِ "ببخشید"را ندارد.
گاهی حتی اگر هم بخواهی، چیزی برای جبران وجود ندارد.
خیلی مراقبِ عشقِ زندگیت باش...
این است تفاوت نگاه مردانه و زنانه!

این گلا رو از محوطه ی تالار چیدم.
تقدیم به عشق!
این روزا اینجا خیلی هوای تو رو داره و تازگیها اینجا یک اتفاقی افتاده که بیشتر از همیشه حضورت رو حس می کنم.
صبوریم کم شده و در عوض بیقراریم زیاد!
تو با قلب ویرانه من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران...
برچسب:
نویسنده: پرهام نعمتی