باغبونها خیلی مهربونند.
هر روز به گلها و درختها می رسند که همیشه سبز و سر زنده باشند.
محل کار من جایی قرار گرفته که هر روز صبح از تو یه پارک زیبا باید رد بشم که به اونجا برسم. دیدین من چقدر خوش به حالمه!!
باغبون مهربون این پارکه هر روز به گلها ودرختها آب میده و این پارک همیشه قشنگ و سرسبزه .
امروز صبح این باغبون مهربون دیگه خیلی به این پارک زیبای ما رسیده بود.جونم براتون
بگه که هر چی آب و فواره بود باز کرده بود و مخلص کلام اصلا هیچ راهی واسه عبور
نذاشته بود!!
اینور ونگاه کردم اونورونگاه کردم بلکه راهی پیدا کنم که بدون خیس شدن بتونم رد شم!
فایده نداشت...هیچ راهی نبود آخرش یه دونه از این آبپاشهای چرخونی هست که تو سبزه ها گذاشته بود رو نشون کردم حساب کردم تا این یکی دور رو بره من از اونور رد میشم، اما حساب اینو نکرده بودم که یه کم اونورتر اون یکی آبپاشه کوتاهی این یکی رو جبران میکنه....
خلاصه سرتونو درد نیارم، عین یه گربه خیس شدم...
بالا می رفتم پایین میومدم امروز باید من خیس می شدم.
خسته نباشی باغبون مهربون
برچسب:
نویسنده: پرهام نعمتی