خرید بک لینک

نشسته بودم تو اتوبوس ، که دیدم یه آقایی اومد بالا تو قسمت خانم ها .

از این دوره گردها بود که چیز می فروشن. هوا آلوده بود یه ماسک زده بود که فقط چشم هاش پیدا بود اما تو گرمای هواخستگی از چشم هاش می بارید و عرق از سر و روش می چکید.

از پله ها که اومد بالا خم شد یه چیزی از کف اتوبوس برداشت و خطاب به خانومی که رو صندلی نشسته بود گفت : خانم این

پول مال شماست؟ جلو پاتون افتاده بود!

خانومه هم تشکر کرد و پولو گرفت.

بعد شروع کرد به معرفی وسایلش : سفره دارم ، قاشقه ، چنگاله، کارد آشپزخونه ، دستکش ظرفشویی و...

چند تا از خانوم ها ازش چیز خریدند.

وقتی می خواست بره پایین ، یکی از خانوم ها گفت: آقا ببخشید وایسین!

مرد هم برگشت ، گفت بفرمایید:

خانومه هم دستشو دراز کرد و گفت : بقیه ی پولمو زیادی پس دادین! بگیرین پولتونو.

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

صفحه بندی