خوشا غمی که ازو شادی جهان من است - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
هنوز عشق تو امیدبخش جان من است خوشا غمی که ازو شادی جهان من است چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق که سوز سینه ی خورشید در زبان من است " هوشنگ ابتهاج" ********************* پ.ن: شب است و در شب من، خوش نشینی ات زیباست... ساعت 2:52دقیقه بامداد
بال بگشا سوی من... - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و ، امشب برایم ناز کن مانده ام پشت در دروازه چشمان تورحم کن امشب بیا در را برویم باز کن من به شوق توبه پرواز آمدم در آسمانبال بگشا سوی من امشب تو هم پرواز کن حرف دل بسیار باشد با تو هم صحبت شومسر بروی شانه ام بگذار و عشق اغاز کن میشوم فرهاد تو شیرین
خیالت... - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
دل  را... سرِ شوقی اگرم هست... " تو " آنی....! ساعت 2:34 دقیقه ی بامداد
ای دوست !... یاد آر که ما جان ز شب تار نبردیم! - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
ما قصه ی دل جز به بر یار نبردیم و ز یار شکایت سوی اغیار نبردیم معلوم نشد صدق دل و سر محبتتا این سر سودازده بر دار نبردیم ما را چه غم سود و زیان است که هرگزسودای تو را برسر بازار نبردیم با حسن فروشان بهل این گرمی بازارما یوسف خود را به خریدار نبردیم ای دوست که آنصبح دل افروز خوشت بادیاد آر که ما جان
خیلی دلتنگت شده ام ! - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
آدم خوب قصه ی من دلتنگت شده ام ! حجمش را میخواهی ؟؟؟ خدا را تصور کن ...
عاشقی پاک ترین آیین است. - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی... یادت بخیر یار فراموشکار ِ من! پ.ن: دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس من بی تو دست از این سر و سامان کشیده ام... "شهریار" ساعت1:43 دقیقه بامداد
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهـــر آن مهـر بر که افکنم آن دل کجـا برم؟... - تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 8:21
عاقل آن است ڪہ این موقع شب خوابیدھ منِ دیوانہ ڪہ خوابم بہ خیالت طے شد " شهریـــار " ساعت4:27 دقیقه بامداد پ.ن : جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم دل را که شد ز وصل تو غافل کجــا برم گیرم که آرزوی دلم جمـــله حاصـــل است اکنون چو نیست روی تو حاصل کجا برم گفـــــتند بر گرفت فــ
ازهر دست بدی ، از همون دست می گیری. - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
نشسته بودم تو اتوبوس ، که دیدم یه آقایی اومد بالا تو قسمت خانم ها . از این دوره گردها بود که چیز می فروشن. هوا آلوده بود یه ماسک زده بود که فقط چشم هاش پیدا بود اما تو گرمای هواخستگی از چشم هاش می بارید و عرق از سر و روش می چکید. از پله ها که اومد بالا خم شد یه چیزی از کف اتوبوس برداشت و خطاب به
روزهایی که نه فراموش می شوند و نه تکرار....(13) : امانتی استاد بهزاد! - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
دومین سال خدمتم اداره منو فرستاد به یه کتابخونه ی تازه تاسیس به اسم کتابخونه ی : استاد یداله بهزاد این مقدمه رو گفتم چون لازم بود و مربوط به این خاطره ای میشه که میخوام واستون تعریف کنم. یه روز که سر کار بودم تو همون کتابخونه ی استاد بهزاد.اعضا همه مشغول خوندن و سکوت کامل همه جا رو گرفته بود که یهو
حال این روزهایم... - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
نیروی ایمان - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
" ایمان نیرویی است فراتر از منطق" یه وقتهایی منطقا میدونی یه کاری نشدنیه!!ولی اون تهِ تهِ دلت یه چیزی بهت میگه ممکنه از یه راهی فرجی بشه ، اون صدا خیلی ضعیفه!! اما وقتی اون کار بر خلاف منطق به سرانجام میرسه اونوقته که به نیروی ایمان پی می بری....
مثل یه گربه خیس شدم! - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
باغبونها خیلی مهربونند. هر روز به گلها و درختها می رسند که همیشه سبز و سر زنده باشند. محل کار من جایی قرار گرفته که هر روز صبح از تو یه پارک زیبا باید رد بشم که به اونجا برسم. دیدین من چقدر خوش به حالمه!! باغبون مهربون این پارکه هر روز به گلها ودرختها آب میده و این پارک همیشه قشنگ و سرسبزه . امروز ص
پستی برای خدای مهربانم، تنها کسیکه ... - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
سلام خدا جونم. ارادتمندم خیلی زیاد. میگم میدونم همیشه هوامو داری ولی این روزا بیشتر هوامو داشته باش! حالم؟!!! خودت که میدونی... هنوز نشدم اون آدم سابق! درسته! کی گفته باید بشم اون آدم سابق ؟! شاید دیگه باید بشم یه آدم دیگه... دوست داشتم باهات حرف بزنم ساده و خودمونی.البته حرف که زیاد می زنم ...خودت
*** - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
به نام خالق دانایی ها. امروز جواب ارشد میاد. زیاد استرس ندارم. اما خوب بالاخره یه مقدار استرس که طبیعیه. میگم تا الان که دیگه نتیجه مشخص شده .پس چرا سازمان سنجش گذاشته 8 شب اعلام کنه! مثلا تو چند ساعت میخواد چه اتفاقی بیفته؟!!! باشه .اشکال نداره ما که اینهمه صبر کردیم ده، دوازده ساعت دیگه هم روش!!!
خوشحالم.... - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 3:51
سلام. بالاخره بعد از چند ماه انتظار جواب ارشد اومد. قبول شدم. خیلی خوشحالم.
روزه اند دل و زبانم از هر چه غیرِ تو... - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 23:30
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بیاور جامی روزها رفت که دست من مسکین نگرفت زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی
بگذار فردا در خیالِ فردا بماند.. - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 23:30
کاش می شد ترس هایمان را کنار بگذاریم برای یک بار هم که شده به حرف دل گوش بسپاریم دل را رها کنیم از زندان عقل و منطق و شرع و عرف من به تو می اندیشم تو به یاد من هستی و ما در عمق چشمهای یکدیگر رویای باهم بودن را زندگی می کنیم... و چه رنجی است که بی هم هستیم! اما ع
بالِ دل مرهم چشمان تو را می خواهد ... - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 23:30
دوستت دارم واین نغمه کنم آوازم سر دهم جان بدهم بر تو فقط دل بازم عاشقت هستم و پروانه ی پر فریادم دیگر از پیله ی خاموش دلم پر سازم واژه ای سبز تر از عشق ندیدم هرگز با همین نام دگر راه تو را آغازم با تو از راز دلم پرده ی غم بردارم داد بی پرده ی من فاش کن
روزهایی که نه فراموش می شوند و نه تکرار(31): خوابگاه کوثر - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 23:30
هو الشکور  سلام دوشنبه ی هفته ی گذشته پرسشنامه ام بعد از یک وقفه ی تقریبا 40روزه بالاخره تایید شد. با یک جفت کفش آهنین رفتم دنبال گردآوری داده هام.واقعا کاری سخت و طاقت فرساست.امروز چون شیفتم نبود، از فرصت استفاده کردم و از صبح ساعت 8 رفتم دانشکده ادبیات. ک
عطر تو در عمق لحظه ها جاریست... - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 23:30
ما هر دو یکدلیم، ولی این وفاق نیست از احتیاج بگذر اگر اشتیاق نیست ما خسته ایم و تشنه، ولی دست و پا زدن راه نجات یافتن از باتلاق نیست آیینه ایم و غیر حقیقت نگفته ایم در ما به قدر یک سر سوزن نفاق نیست هرگز دو لفظ را مترادف گمان مکن جایی که عشق نیست؛ « جدایی